تبليغاتX
فیزیک بهترین درس دنیا

فیزیک بهترین درس دنیا

زندگی نامه.....

سلام دوستان امروز می خوام زندگی نامه ی چندتا از دانشمندان فیزیک رو براتون بزارم . امیدوارم خوشتون بیاد.                             

 الکساندر ولتا

تولد : 18 فوريه 1745 كمو ايتاليا

فوت 1827 كمو ايتاليا

زندگينامه


كسي كه ناپلئون بناپارت به افتخارش سكه طلا ضرب مي كند. امپراتور اتريش وي را به سمت رئيس دانشكده منصوب مي كند و مردم كشورش او را به مقام سناتوري برمي گزينند. همشهري هايش مجسمه او را در شهر كمو نصب مي كنند و بزرگان جهان علم نيز به اتفاق آرا واحد نيروي محركه را به يادبود نامش ((ولت)) مي گذارند- ولتا است.
ولتا فيزيكدان بزرگ ايتاليايي و اولين كسي كه مولد جريان الكتريسيته را اختراع كرد در خانواده فقيري در كموي ايتاليا به دنيا آمد. در مدرسه شهرش به تحصيل پرداخت تا آن كه در شانزده سالگي پدرش مرد و عمويش متكفل مخارجش شد و سبب ادامه تحصيلش گرديد. پس از فراغت از تحصيل رسمي با شغل معلمي در يكي از مدارس كمو به تدريس پرداخت وليكن لحظه اي از تحقيق دست برنداشت تا آنكه به سال 1769 به همه اطلاعاتي كه تا آن زمان درباره الكتريسيته وجود داشت دست يافت و اولين اثر علمي خود را در اين زمينه منتشر كرد. او پس از چهار سال كه در كمو تدريس كرد به استادي فيزيك دانشگاه پاويا منصوب شد. (1779) و به سال 1819 پس از بازنشسته شدن به زادگاه خود بازگشت و سرانجام در سال 1827 همانجا بدرود زندگي گفت.


از آثار علمي او


1 - اختراع الكتروفور - دستگاهي براي توليد الكتريسيته ساكن

2 - مطالعه خازنها و كشف قوانين آن ها

3 - تكميل الكتروسكوپ

4 - اختراع پيل - مهمترين كار ولتا اختراع اولين مولد شيميايي جريان الكتريكي موسوم به پيل است.

او با الهام از آزمايشهايي كه گالواني بر روي الكتريسيته ساكن كرده بود موفق به اختراع اين پيل شد. گالواني تصور مي كرد كه عضلات حيوانات مولد الكتريسيته هستند در صورتي كه ولتا با استفاده از دو فلز متفاوت مس و روي و محلول اسيد سولفوريك جريان الكتريكي را توليد كرد. اولين پيلي كه ساخت قرصهايي از مس و روي بود كه بين آن ها قرصهايي از نمد آغشته به اسيد سولفوريك موجود بود. ولتا اين پيل را سلول الكتريكي ناميد.


توماس يانگ


تولد :13 ژوئن 1773 سامرست انگليس

فوت : 10 مه 1829 لندن


زندگينامه


او به (( يانگ اعجوبه )) معروف شد. زيرا در 2 سالگي خواندن مي دانست و در هشت سالگي به تنهايي به آموختن رياضي پرداخت و در 9 سالگي شروع به يادگيري زبان هاي فرانسوي - ايتاليايي - عبري - عربي و فارسي كرد به طوري كه در 14 سالگي اين زبان ها را مي دانست.

يانگ تحصيلات دانشگاهي خود را در رشته پزشكي گذرانيد و به سال 1799 دكتراي پزشكي خود را گرفت و در انستيتوي سلطنتي لندن مشغول به كار شد. او مطالعات خود را بر روي ساختمان چشم و ماهيت نور متمركز كرد و اولين تئوري خود را درباره تطابق در بينايي مطرح كرد. بر طبق اين تئوري براي آن كه تصوير اجسامي كه در فواصل متفاوت قرار دارند بر روي شبكيه تشكيل گردد شعاع انحناي عدسي چشم تغيير مي كند.


از آثار علمي او :


كار عمده يانگ آزمايش هايي است كه بر روي نور انجام داده است او در سال 1803 به آزمايشي دست زد كه نتيجه آن تاييد فرضيه موجي هويگنس درباره ماهيت نور بود. آزمايش يانگ مربوط به نوري است كه از دو شكاف باريك مي گذرد و نوارهاي تاريك و روشن را به وجود مي آورد. قبول اين مطلب كه چگونه جمع دو نور تاريكي را به وجود مي آورد به سادگي ممكن نبود وليكن نتيجه آزمايش يانگ صحت فرضيه موجي بودن نور و پديده تداخل امواج نور را تاييد كرد.

يانگ با اندازه گيري فاصله نوارهاي تاريك و روشن و نيز فاصله شكاف هايي كه نور از آن ها مي گذشت طول موج نورهاي مرئي را اندازه گرفت.

پديده انكسار مضاعف نيز مورد توجه يانگ قرار گرفت. در اين پديده هرگاه نور به بعضي از بلورها برخورد كند به دو پرتوي شكسته تجزيه مي شود. يانگ از روي اين پديده به عرضي بودن امواج نور پي برد.

از كارهاي ديگر يانگ مطالعه بر نيروي كشش سطحي مايعات و نيز نيروي كشش در جامدات است و به دليل كارهاي علمي او در اين مورد ضريب كشساني موسوم به ((مدول يانگ )) را به نام او انتخاب كرده اند.

يانگ در عمر پر بركت خود علاوه بر تحقيق در علوم تجربي در خط هيروگليف هم صاحبنظر شد و از اين رو مورد توجه پژوهشگران تاريخ و تمدن نيز قرار گرفت.

رنه دكارت
1 - گفتار در روش راه بردن عقل : رساله بسيار مشهوري است كه درباره روش علمي نوشته است.
تولد : 1596 تورن - فرانسه
فوت : 1650 هلند


((( چهار دستور آينده مرا بس است به شرط آن كه عزم دائم راسخ كنم بر اينكه هرگز از رعايت آن ها تخلف نورزم.
نخست اينكه هيچ گاه هيچ چيز را حقيقت نپندارم جز آن كه درستي آن بر من بديهي شود. يعني از شتابزدگي و سبق ذهني سخت بپرهيزم و چيزي را به تصديق نپذيرم مگر آن كه در ذهنم چنان روشن و متمايز گردد كه جاي هيچ گونه شكي باقي نماند.
دوم آنكه هر يك از مشكلاتي را كه به مطالعه در مي آورم تا مي توانم و تا اندازه اي كه براي تسهيل حل آن لازم است تقسيم به اجزا نمايم
سوم آن كه افكار خويش به ترتيب جاري سازم و از ساده ترين چيز ها كه علم به آن ها آسانتر باشد آغاز كرده و كم كم به مركبات برسم و حتي براي اموري كه طبعا تقدم و تاخر ندارد ترتب فرض كنم .
چهارم آن كه در هر مقام شماره امور و ساده كردن را چنان كامل نمايم و بازديد مسائل را به اندازه كلي سازم كه مطمئن باشم چيزي فروگذار نشده است. )))
نقل از رساله گفتار در روش راه بردن عقل -- نوشته دكارت -- ترجمه محمد علي فروغي

رنه دكارت رياضيدان و دانشمند بزرگ كه با كمك فرنسيس بيكن فلسفه جديد را پي ريزي كرد. در لائه در تورن فرانسه به دنيا آمد. سالهاي كودكي را در يك مدرسه مذهبي در لافلش از شهر هاي فرانسه به تحصيل پرداخت و در 16 سالگي در پاريس به آموختن هندسه مشغول شد و در آن جا با رياضيدانان بزرگ زمان آشنا شد. پس از تحصيل رسمي وارد ارتش فرانسه شد ولي به زودي از ارتش كناره گرفت و مدت چهارسال به كشورهاي سويس - هلند - آلمان - ايتاليا و دانمارك سفر كرد و در اين مسافرتها با بزرگان دانش پيوند يافت. در سال 1628 در هلند ساكن شد و در آنجا از مردم گسست و جز با فضلا و بزرگان با كسي معاشرت و مكاتبه نكرد و سرانجام در همان كشور درگذشت.


از آثار علمي او :
1 - گفتار در روش راه بردن عقل : رساله بسيار مشهوري است كه درباره روش علمي نوشته است.

2 - رساله ديوپتريك : در اين كتاب اكتشاف خود را درباره انعكاس و انكسار نور توضيح داده و قوانين اين دو پديده را ذكر كرده است.

3 - رساله كائنات جو : در اين كتاب از جو زمين و پديده هاي مربوط به شكست نور از جمله رنگين كمان بحث شده است.

4 - رساله هندسه : اين كتاب نخستين اثر در هندسه تحليلي است.

5 - تفكرات در فلسفه اولي

6 - اصول فلسفه

7 - رساله در انفعالات انساني

8 - رساله در انسان و تشكيل جنين
دكارت آن بخش از آگاهي ها و دانش انسان را علم مي دانست كه مسلم باشد و با استدلال به دست آيد و از اين رو رياضيات را نمونه كامل علوم مي شمرد و مي كوشيد تا روشهاي رياضي را در كليه رشته هاي دانش بشري به كار برد. او روش فيلسوفاني را كه براي اثبات يك موضوع به گفته ها و شنيده هاي اين و آن متوسل مي شوند كنار زد و بنا را بر اين نهاد كه بايد در همه چيز شك كند تا مطمئن شود كه عملش تقليدي نيست.

دكارت مي گويد : ((( يك چيز هست كه در آن شك نتوان كرد و آن اين كه شك مي كنم. چون شك مي كنم فكر دارم و مي انديشم. پس كسي هستم كه مي انديشم))) و يا به عبارت معروف او (( مي انديشم - پس هستم )))


آمپر


آندره ماري آمپر فيزيكدان فرانسوي ( 1775 - 1836 ) در كودكي اعدام پدرش را ديد و اين موضوع سخت در روح حساسش اثر بخشيد . از سال 1796 تدريس رياضي ، شيمي و زبان را شروع كرد . به سال 1801 به استادي رياضيات دانشگاه پاريس نائل گرديد . آمپر با يافتن رابطه ميان الكتريسيته و مغناطيس اين علم را پيشرفت فراوان بخشيد و از اين راه شهرتي بسزا يافت . بيشتر دوران زندگي وي در راه بررسي و كاوش درباره الكتريسيته و مغناطيس گذشت و در دوران آخر زندگي گفتارها و كتابهاي زيادي در اين زمينه به رشته تحرير در آورد . آخرين كتاب بزرگ علمي او عبارتست از «تئوري نمودهاي الكتروديناميك ، كه فقط از تجربه نتيجه شده اند »آمپر در پانزدهم ژوئن 1836 طي تفتيش عقايد در مدرسه شبانه روزي مارس زندگي را بدرود گفت . از سال 1881 كه كنگره بين المللي الكتريسين ها واحد جريان را آمپر ناميد نام او همواره ورد تمام زبانها گرديد .


ریچارد فایمن

دکتر ریچارد فاینمن در 11 می سال 1918 در منهتن نیویورک چشم به جهان گشود.فاینمن در طول دوران تحصیلش بر روی ریاضیات و علوم بسیار مطالعه می کرد زیرا پدرش می خواست که او یک معلم فیزیک شود.وی همچنین به خاطر آزمایش بر روی الکتریسیته یک آزمایشگاه در خانه اش برپا کرد.فاینمن از نمادهای ریاضی خودش برای حل توابع F(x,sin,cos,tan) استفاده می کرد.فاینمن در دبیرستان فار راک اوی(far rock away)به تحصیل پرداخت و در سال آخر دبیرستان برنده جایزه ریاضی دانشگاه نیویورک شد.پس از اتمام دبیرستان او تمایل به ادامه تحصیل داشت اما به جز انستیتو تکنولوژی ماساچوست(MIT) بقیه دانشگاه ها به خاطر نمراتش و یهودی بودنش از پذیرفتن وی سر باز زدند. فاینمن در سال 1935 وارد MIT شد و در سال 1939 فارغ التحصیل لیسانس فیزیک گردید.در سال 1942 وی پس از کار کردن بر روی ساخت بمب اتمی(1942-1941)دکترای خود را از دانشگاه پرینستون در یافت کرد.او پس از دریافت مدرک دکترایش به لوس آلاموس(Los Alamos) رفت تا کار بر روی بمب اتم را ادامه دهد.سپس فاینمن به ریاست بخش تئوری منسوب شد.در سال 1945 فاینمن به عنوان استاد فیزیک تئوری در دانشگاه کرنل(cornell) به فعالیت پرداخت.در بین سالهای 1952 تا 1959به عنوان استاد مهمان درس فیزیک تئوری در انستیتو تکنولوژی کالیفرنیا(Caltech) بنام ریچارد چیس تولمن) (Richard chase Tolmanمشغول به کار شد.بعد از آن سال تا زمان مرگش به سمت استاد فیزیک تئوری در آن دانشگاه مشغول کار بود.
جایزه آلبرت انیشتین از دانشگاه پرینستون به سال1954 ،جایزه آلبرت انیشتین از کالج پزشکی و جایزه لورنس در سال 1963 جوایزی بود که ریچارد فاینمن موفق به اخذ آنها گردید.وی در سال 1965 به خاطر توسعه دادن الکترودینامیک کوانتوم که تئوری اثر متقابل ذرات و اتمها را در میدانهای تششعی بیان می کند به شهرت رسید.وی در قسمتی از کارهایش آنچه را که امروزه بنام" دیاگرام فاینمن "نامیده می شود، ترسیم نمود.
این دیاگرام نمودار مکان-زمان اثر متقابل ذرات را نشان می دهد.به خاطر این کار وی جایزه نوبل همان سال را اخذ کرد.
بعدها در زندگیش هنگامی که به گروه تحقیق حادثه انفجار شاتل چنجر پیوست و دو کتاب خاطراتش که پرفروشترین کتابها شدند منتشر کرد ، به چهره ی برجسته ای تبدیل شد.
پرفسور فاینمن عضو انجمن فیزیک آمریکا ،انجمن آمریکایی علوم پیشرفته و آکادمی ملی علوم بود.او همچنین در سال 1965 به عنوان عضو خارجی انجمن سلطنتی انگلستان انتخاب شد.
در سال 1954 ایشان مقاله ای درباره قابلیت های فناوری نانو در آینده منتشر ساخت.فاینمن در آن سال در یک مهمانی شام که توسط انجمن فیزیک آمریکا برگزار شده بود ،سخنرانی کرد و ایده فناوری نانو را برای عموم مردم آشکار ساخت. عنوان سخنرانی وی این بود ((فضای زیادی در سطوح پایین وجود دارد))با توجه به موقعیت هایی که توسط بسیاری تا آن زمان کسب شده بود ،ریچارد پی فاینمن را به عنوان پایه گذار این علم می شناسند.
سخنرانی او شامل این مطلب بود که می توان تمام تاریخ بریتانیکا را بر روی یک سنجاق نگارش کرد .یعنی ابعاد آن را به اندازه 25000/1 ابعاد واقعیش کوچک کرد. او همچنین از دوتایی کردن اتمها برای کاهش ابعاد کامپیوتر ها سخن گفت (در آن زمان ابعاد کامپیوترها بسیار بزرگتر از ابعاد کنونی بودند اما او احتمال می داد که ابعاد آنها را بتوان حتی از ابعاد کامپیوترهای کنونی نیز کوچکتر کرد) او همچنین در آن سخنرانی توسعه بیشتر فناوری نانو را پیش بینی نمود. وی در پایان سخنرانی اش 1000دلار برای اختراع اولین الکتروموتوری که ابعادش حداکثر 64/1 اینچ مکعب باشد پیشنهاد کرد.جایزه ای که برای اولین کسی که بتواند ابعاد یک صفحه کتاب را به اندازه ابعاد اصلیش کوچک کند تعیین کرد.ابعاد این صفحه کتاب می بایست به اندازه ای باشد که بتوان آن را به کمک یک میکروسکوپ الکترونی خواند.این ایده ها در سال 1960 و 1985 تحقق یافتند و جایزه های آنها نیز پرداخت شد.
ریچارد فاینمن با گوند هوارد ازدواج کرد که ثمره این ازدواج یک پسر بنام کارل ریچارد (متولد 29 آوریل 1961)و یک دختر بنام میشل کاترین (متولد 13آگوست 1968)بود. متاسفانه فاینمن در سال 1988به خاطر سرطان شکم در بیمارستان لوس آنجلس درگذشت.یاد فاینمن همواره به خاطر گشودن دریچه ای نو در قلمرو علم فیزیک به سوی ما ،دز ذهن ها باقی می ماند.

هشت موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت آينِشتاين



هشت موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت انيشتن، كه شما هيچ گاه آنان را نمي دانستيد. بله،همگي ما مي دانيم كه انيشتن اين فرمول[e=mc2] را كشف كرد. اما واقعيت آن است كه چيز هاي كمي در مورد زندگي خصوصي اش مي دانيم،خودتان را بااين هشت مورد،شگفت زده كنيد!

اوبا سر بزرگ متولد شد

وقتي انيشتن به دنيا آمد او خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه مادر وي تصور مي كرد، فرزندش ناقص است،اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه هاي طبيعي بازگشت.

حافظه اش به خوبي آنچه تصور مي شود، نبود

مطمئنا انيشتن مي توانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ كند،اما براي به ياد آوري چيز هاي معمولي واقعا حافظه ضعيفي داشته است. او يكي از بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد عزيزان بود و عذر و بهانه اش براي اين فراموشكاري، مختص دانستن آن [تولد ]براي بچه هاي كوچك بود.

او ازداستانهاي علمي-تخيلي متنفر بود

انيشتن از داستانهاي تخيلي بيزار بود. زيرا كه احساس مي كرد ،آنها باعث تغيير درك عامه مردم ازعلم مي شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيز هايي كه حقيقتا نمي توانند اتفاق بيفتند ميدهد.

به بيان او "من هرگزدر مورد آينده فكر نمي كنم،زيراكه آن به زودي مي آيد. به اين دليل او احساس مي كرد كساني كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي بينّند بايد تجربه هايشان را براي خود نگه دارند.

او در آزمون ورودي دانشگاه اش رد شد

درسال 1895 در سن 17 سالگي،انيشتن كه قطعا يكي از بزرگترين نوابغي است،كه تا كنون متولد شده،در آزمون ورودي دانشگاه فدرال پلي تكنيك سوييس رد شد.

در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافي رد شد.وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛او گفت:آنها بي نهايت كسل كننده بودند، و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را در خود آحساس نمي كرد.

علاقه اي به پوشيدن جوراب نداشت-انيشتن

انيشتن در سنين جواني يافته بود كه شصت پا باعث ايجاد سوراخ در جوراب مي شود.سپس تصميم گرفت كه ديگر جوراب به پا نكند و اين عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.

علاوه بر اين او هرگز براي خوشايند و عدم خوشايند ديگران لباس نمي پوشيد، او عقيده داشت يا مردم اورا مي شناسند و يا نمي شناسند.پس اين مورد قبول واقع شدن[آن هم از روي پوشش] چه اهميتي ميتواند داشته باشد؟

او فقط يكبار رانندگي كرد

انيشتن براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه، از راننده مورد اطمينان اش كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين اورا هدايت مي كرد، بلكه هميشه در طول سخنراني ها در ميان،شنوندگان حضور داشت.

انيشتن، سخنراني مخصوص به خود را انجام مي داد و بيشتر اوقات راننده اش، بطور دقيقي آنها را حفظ مي كرد.

يك روز انيشتن در حالي كه در راه دانشگاه بود، باصداي بلند در ماشين پرسيد:چه كسي احساس خستگي مي كند؟
راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتن سخنراني كند،سپس انيشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.

عدم شباهت آنها مسئله خاصي نبود.انيشتن تنها در يك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهي كه وقتي براي سخنراني داشت، كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانست او را از راننده اصلي تمييز دهد.

او قبول كرد، اماكمي ترديد در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخي خواهد داد، در درونش داشت.

به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور انيشتن درست از آب در آمد.دانشجويان در پايان سخنراني انيتشن جعلي شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند.

در اين حين راننده باهوش گفت "سوالات بقدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ گويد"سپس انيشتن از ميان حضار برخواست وبه راحتي به سوالات پاسخ داد،به حدي كه باعث شگفتي حضار شد.

الهام گر او يك قطب نما بود

انيشتن در سنين نوجواني يك قطب نمابه عنوان هديه تولد از پدرش دريافت كرده بود.
وقتي كه او طرز كار قطب نما را مشاهده مي نمود، سعي مي كرد طرز كار آن را درك كند. او بعد از انجام اين كار بسيار شگفت زده شد.بنابر اين تصميم گرفت علت نيروهاي مختلف در طبيعت را درك كند.

راز نهفته در نبوغ او

بعد از مرگ انيشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروي براي تحقيقات برداشته شد.
اما اينكار بصورت غير قانوني انجام شد.بعدها پسر انيشتن به او اجازه تحقيقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروي تكه هايي از مغز انيشتن را براي دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از اين مطالعات دريافت مي شود كه مغز انيشتن در مقايسه با ميانگين متوسط انسانها،مقدار بسيار زيادي سلولهاي گليال كه مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنين مغز انيشتن مقدار كمي چين خوردگي حقيقي موسوم به شيار سيلويوس داشته، كه اين مسئله امكان ارتباط آسان تر سلولهاي عصبي را بايكديگر فراهم مي سازد.

علاوه بر اينها مغز او داراي تراكم و چگالي زيادي بوده است و همينطور قطعه آهيانه پاييني داراي توانايي همكاري بيشتر با بخش تجزيه و تحليل رياضيات است.
__________________

                                                                 موفق باشید

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 10:11  توسط مطهره  | 

سلام دوستان امروز می خواستم براتون مطلب علمی بزارم اما دیدم الان تابستون وتازه از دست کتابها راحت شدید به همین خاطر این مطلب رو براتون گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد....    

 آیا می دانید......  

ـ جویدن آدامس هنگام خرد کردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود.

ـ اثر لب و زبان هر کس همانند اثر انگشت آن منحصر به فرد است.

ـ رشد کودک در بهار بیشتر است.
 
ـ ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می کشد تا نور خورشید به زمین برسد.

ـ ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰سال در برابر تجزیه مقاومند.

ـ تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است.

ـ شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد.

ـ حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری می کند.

ـ کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ برابر خود غذا می خورند.

ـ زمان بارداری فیل به دو سال می رسد.

ـ در یک سانتی متری پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ است.

ـ شدیدترین نعره ها متعلق به وال ها است که برابر با صدای موتور جت است.

ـ وقتی یک نوزاد در حال گریه است با صدای ش....ش.... شما آرام می شود به این دلیل که صدای آبی که اطراف نوزاد در شکم مادر است را برایش تداعی می کند، در ضمن این یکی ازدلایلی است که چرا صدای ساحل دریا به انسان آرامش می دهد.

ـ دلفین ها همانند گرگ ها هنگان خواب چشم هایشان را باز می گذارند.

ـ با نگاه کردن به گوش حیوانات می توانیم به تخم گذار بودن یا بچه زا بودن آنها پی ببریم. بدین صورت که تخم گذاران گوششان ناپیدا و بچه زایان گوششان نمایان است، تنها یک اسثتنا وجود دارد آن هم نوعی افعی است که بچه زاست اما گوشش دقیق پیدا نیست.

ـ بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب است.

ـ انسان امروزی به طور متوسط ۶ سال از عمر خود را تلویزیون نگاه می کند و ۶ سال را صرف غذا خوردن می کند و یک سوم را می خوابد.

ـ موش دو پای آفریقایی از میدان دید ۳۶۰ درجه برخوردار است.

ـ مغز انسان تنها ۲ درصد از وزن انسان را تشکیل می دهد ولی ۲۵ درصد اکسیژن دریافتی بدن را به تنهایی مصرف می کند.

- سرعت عطسه یك انسان برابر است با 160 كیلومتر در ساعت

- آب دریا بهترین ماسك صورت است !

- چشم انسان معادل یك دوربین 135 مگا پیكسل عمل می كند !

- 90% سم مار از پروتئین تشكیل شده است !

- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است كه تلویزیون می بینید !

- جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند !

- قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است !

           

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 17:6  توسط مطهره  | 

مسئله......

 

 سلام دوستان .....

امروز می خوام مسئله ای از انیشتین براتون بزارم که خیلی جالبه...راحته اما برای حلش باید دقت و وقت زیادی داشته باشید

الف)در یک خیابان ۵ خانه با ۵ رنگ متفاوت وجود دارد

ب) صاحب هرخانه دارای ملیت متفاوت با بقیه است .

ج) هركدام از 5صاحبخانه نوشیدنی و وسیله ی نقلیه ی متفاوت دوست دارد.

د)هركدام هم حیوان متفاوتی را در منزل نگهداری می كنند.

سوال : چه كسی در خانه ماهی نگهداری می كند؟

تا اینجا فهمیدید چی شدحالا بقیه شو بخونید ...                                                                                              

1- انگلیسیه خانه اش قرمزه

2- سوئدیه در خانه سگ نگه می دارد.

3- دانماركیه چای دوست دارد

4- خانه ی سبز،سمت چپ سفیده

5- صاحب خانه ی سبز قهوه دوست دارد.

6- كسی كه دوچرخه دارد پرنده دارد

7- صاحب خانه زرد،گاری دارد.

8- صاحب خانه ی وسطی، شیر می نوشد.

9- نروژیه در اولین خانه زندگی می كند.

10- مردی كه ماشین دارد، همسایه كسی است كه گربه نگهداری می كند.

11- مردی كه اسب نگهداری می كند همسایه ی كسی است كه گاری دارد.

12- مردی كه موتورسواری می كند نوشابه دوست دارد

13- آلمانیه سه چرخه دارد.

14- نروژیه همسایه كسی است كه خانه ی آبی دارد.

15- مردی كه ماشین دارد همسایه ای دارد كه آب دوست دارد

چطور بود .حتما حلش کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

موفق باشید......
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 20:40  توسط مطهره  | 

دوباره سلام......

 

قبل از هرچیز فرارسیدن ایام فاطمیه رو به همه ی شما تسلیت میگم...امیدوارم استفاده ی معنوی  کافی رو از این ایام برده باشید.....

 

واما.... ببخشید که در این چند وقت نتونستم مطالب جدید براتون بزارم..... آخه فشردگی امتحانات میانترم اینقدر زیاد بود که اصلا نتونستم به وبلاگم سر بزنم.

 

اما امروز می خوام از کهکشانها براتون بنویسم  کهکشان ما در دنیای فلکی تنها نیست .در جهان احتمالا بیش از 10بیلیون کهکشان وجود دارد .نامهای گوناگونی بر این کهکشانها نهاده شده است گاه آنها را جهان-جزیره می نامند(که منظور این است که جهان سراسر پراز جزیره هایی شبیه به راه کاهکشان است) گاه به آنها سحابی-برون کهکشانی می گویند(هر چند که آنها خود خود کهکشانهایی از ستارگانند وسحابی نیستند) برخی به ما نزدیک و برخی از کهکشانها  بسیار از ما دورند.

 

اول کهکشان خودمون...

 

خورشید و صد بیلیون ستاره ی دیگر به اضافه ی مقدار زیادی ماده ی میان ستاره ای به اضافه ی تعداد زیادی سحابی شئی را می سازند که به کهکشان ما (راه کاهکشان)موسوم است.مطالعه ی توزیع ستارگان در کهکشان ما نشان میدهد که این مجموعه ی عظیم به قرص کم وبیش پهن شده ای  شباهت دارد در حقیقت آن را اغلب به سنگ آسیابی عظیم یا عدسی همگرا تشبیه می کنند اگر به کهکشان ما از بالا نگاه شود دایره ای شکل به نظر می رسد و ستارگان در آن الگویی مارپیچی را پدید می آورند و اگر از کنار به آن نگاه شود نازک بودن آن آشکار می گردد. 

قابل قبول ترین عدد برای قطر کهکشان 100000سال نوری است.حداکثر ضخامت آن در حدود 10000تا15000سال نوری برآورد شده است.

 

 

دوم کهکشان امراه المسلسه است که به کهکشان ما بسیار شبیه بوده و ستارگان در آن به صورت مارپیچی قرار دارند و سوم کهکشان های دوردست هستند که دانشمندان توانستند با ترکیب جستوجوگر لامپ تصویر و حسابگر(کامپیوتر) کهکشانی را در فاصله ی 8هزار میلیون سال نوری بیایند.و کهکشانهای رادیویی همه ی کهکشانها امواج رادیویی را گسیل می کنند ولی برخی گسیل کننده هایی فوق العاده قوی هستند که صدها برابر بیش از کهکشانهای معمولی امواج رادیویی را به فضا گسیل می کنند.شدت این تشعشعات 10میلیون برابر برابرکهکشان ما و کهکشان بزرگ امراه المسلسه است.زمانی مطرح شد که این شدتهای تشعشعی در نتیجه برخورد دو کهکشان با هم است ولی مطالات آماری دال بر آن است که احتمال چنین برخوردهایی صفر است.در حال حاضر بهترین تعبیر موجود این است که این گسیلش رادیویی از ابر های گازی می آید که منشا آنها انفجار هایی است که در نواحی مرکزی کهکشانهای بیضوی غول پیکر روی میدهد انفجارهایی که احتمالا یک میلیون مرتبه شدیدتر از انفجارهای ابر  نواختری هستند این ابر های گاز که غالبا دو به دو هستند با میدانهای مغناطیسی که ده ها هزار سال نوری  با بخش روشن کهکشان فاصله دارند به کنش متقابل می پردازند و موجب گسیل شدید امواج رادیویی   میگردند. 

موفق باشید.........

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 10:27  توسط مطهره  | 

تاریخچه نجوم....

تاریخچه نجوم

 

تاریخ نجوم را می توان به سه دوره تقسیم کرد1- دوره ی زمین مرکزی2- دوره ی کهکشانی3- دوره ی کیهانی. آغاز دوره ی اول در تاریخ باستان است و اتمام ان در قرن شانزدهم.دوره ی دوم از قرن هفدهم تا قرن نوزدهم طول کشید و دوره ی سوم در قرن حاضر آغاز شده و هنوز ادامه دارد.

 

1- دوره ی زمین مرکزی

 

منجمان نخستین معتقد بودند که زمین باید در مرکز جهان باشد و فرض می کردند که خورشید ماه و ستارگان به دور زمین ساکن می گردند.علاقه ی انان که به معنای امروزی کلمه ی چندان علمی نبود به طورعمده معطوف بودبه مسائل علمی به رابطه ی واقعی یا فرضی رویداد های آسمانی با حوادثزمینی وبه جستجوی اسمان به خاطر یافتن نشانه هایی از وقایع نحس وسعد.

 

با جود اینکه کشفهای برجسته ای در این دوران صورت پذیرفت.گا شماری با دقت زیاد رشد کرد دایره البروج –مسیر ظاهری خورشید از میان ستارگان-به دقت تمام تعریف شد .دوره ی کامل خسوف و کسوف تعیین شد و حتی در قرن دوم پیش از میلاد به حرکت محور زمین پی برده شد.

 

پایان دوره ی زمین مرکزی در قرن شانزدهم با شخصیت بزرگ نیکولائوس کوپرنیکوس پیوندی نزدیک دارد..

 

 

2- دوره ی کهکشانی

 

می توان گفت که نجوم جدید با این دوره آغاز می گردد.کوپرنیکوس نشان دادکه زمین نه تنها مرکز زمین نیست بلکه فقط یکی از سیاراتی است که بدور خورشید مرکزی می گردد.معلوم شد که زمین به هیچ وجه منحصر به فرد نیست سیاره ای کاملا معمولی است که به طرزی معمولی حرکات معمولی دارد.

 

در حقیقت معلوم شد که خورش مرکزی خود ستاره ای از ستارگان بیشمار اسمان است. یکی از بیلیونها ستاره ی حول و حوش ماست که برخی بزرگتر وسنگینتر از خورشید و برخی دیگر کوچکتر و سبکتر از آن هستند.در این دوره روش مطالعه پیوشته علمی تر شدو انگیزه اصلی ان میل به شناخت و فهم قوانین بنیادی حاکم بر حرکت اجرام اسمانی و توضیح چیزهایی که چشم می دید بود.

 

پیشرفتی که از قرن شانزدهم تا پایان قرن نوزدهم صورت گرفت نتیجه ی تلفیق کار امدی از رصد های پردامنه وسایل پیشرفته و کار نبوغ امیز علمی بود رصد ها اطلاعات وسیعی که اهمیت بنیادی داشتند با کار سخت رصدکنندگان دقیق که نام بزرگ تیکوبرائه در صدر انان است جمع اوری گردید.

 

وسایل البته معرفی تلسکوپ به نجوم توسط گالیلئوگالیله در سال 1610 نشانه ی مرحله ی مهمی در تکامل علم نجوم است.

همانطور که اختراع بعدی طیف نما نیز چنین بود این دو وسیله مکمل یکدیگر بودند تلسکوپ رویت ستارگان را با وضوح بیشتر ممکن می ساخت طیف نما نور ستارگان را تجزیه می کند و اطلاعاتی درباره ی ستاره به ما می دهد.

 

نجومنیز مانند هر علم دیگری برای پیشرفت خود نیازمند تلاش مغزهای بزرگی است که بتئانند بینش تخیل شهود و نیز دانش زیاد را بر اطلاعات رصدی تطبیق دهند. (یوهانس کپلرو سر ایزاک نیوتن ). کپلر با کشف قوانین حرکت سیارات و نیوتن با کشف قانون گرانش عمومی در زمره ی این اندیشمندان بودند.

 

 

3- دوره ی کیهانی

 

در این دوره اشکار شد که کهکشان ستارگانی که خورشید ما بدان تعلق دارد فقط یکی از کهکشانهای بسیاری است که برخی بزرگتر و برخی کوچکتر از کهکشان ما هستند .بخش زیادی از تحقیقات نجومی نیم قرن اخیر به این کوشش اختصاص داشته است که تصویری کامل از جهان بدست اوریم .تلسکوپ های نوری بزرگتر و نیز تلسکوپ های رادیئیی عظیم برای کمک به این تحقیقات ساخته شده اند

نابغه نظری بزرگی که در ذهن عامه ی مردم بیش از همه با این دوره ارتباط دارد دکتر البرت اینشتاین فقید است کیهانشناسی و اخترفیزیک سخت به نظریه ی نسبیت او متکی هستند.

در این دوره ی نجومی است که ما زندگی می کنیم و تا پایان ان راه درازی در پیش داریم.......                     

                                                                                                                            

   با تشکر از معلم خوبم خانم بحرانی                                 

                                                                                                                                    

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 20:11  توسط مطهره  |