در ادامه به این سوال پاسخ داده خواهد شد که چرا در زندگی حاضر یا ملموس اصل پایستگی انرزی نقض نمی شود یا اصل عدم پایستگی انرزی تبیین نمی گردد؟ وقتی که به یک میز چوبی نگاه می کنید یک نگاه عامه یک سطح صاف را خواهید دید یعنی سطحی را که دارای سوراخی نیست, وقتی با یک غلتک یک دیوارو رنگ می زنید وقتی از رنگ زدن دست می کشید که در نگاه عامه شما به دیوار سوراخی وجود نداشته باشه یا به اصطلاح سطح شما یکدست باشد. اما همه ما می دانیم که نه آن میز چوبی آن چیزی هست که از دیدی کلاسیک به آن نگریسته می شود و نه آن سطح رنگ شده, دقیقا در انتظا ر چنین تفکری از شما بودم بله خطای اندازه گیری خطای اندازه گیری به دلیل محدودیت ابزار اندازه گیری خدادادیمان که همان چشم هایمان هستند قبل از اینکه در نگاه ساده انگارا نه به فکر خرده گرفتن از خدا باشید که چرا ابزار دقیق تری در اختیار شما قرار نداده که دیوار خا نه ی خود را بهتر رنگ کنید یا به هنگام گرد گیری میز تحریر خود به فکر آن سوراخ های خیلی ریز هم باشید به فکر این خطا در اندازه گیری زمان رویداد باشید اگر رویدادی در زیر مقیاس زمان سنج خدادادی شما رخ داده و سپس از صحنه ی رویداد حذف شود دو اتفاق احتمال رخداد دارد اولین اتفاق این است که آن رویداد علتی مقدم بر معلول عدمی خود باشد یعنی بودنش مستلزم نبودنش باشد یعنی هم هست و هم نیست یعنی تا زمانی که شما آن را ندیده اید یعنی وضعیتی بین بودن و نبودن , یا بودنی همرا با نبودن و یا نبودنی همراه با بودن در نگاه منطقی چنین امری امکان پذیر نمی باشد اما ما در اینجا با فیزیک کوانتوم سر و کار داریم نه منطق به قول یکی از ناوه کش های این بنای عظیم ریچارد فینمن پدیده های طبیعی در مقیاس کوانتومی رفتاری شگفت انگیز از خود نشان می دهند که به جای نگریستن به آنها و پرسیدن چرایی آن باید انگشت به دهان از زیبایی طبیعت لذت ببرید در واقع باید بفهمید این طبیعت شگفت انگیزه ما در مقیاس خرد چگونه کار می کند نه اینکه چرا اینگونه کار می کند !
همان بحث تکراری گربه ی شرودینگر که در واقع آگاهی ما قاتل گربه می باشد و در اینجا نیز آگاهی ما یک تراز برای قرار دادن آن رویداد در یکی از دو حالت بودن یا نبودن اما یک تفاوت عمده بین این وضعیت و گربه ی ملوس و بیچاره ی شر ودینگر وجود دارد و آن این است که نقش تعیین کننده آگاهی و در واقع علت تامه دیدن در آنجا به یک علت ناقصه تبدیل شده که بنا به خطای ابزاری توان روشن شدن را از آگاهی صلب خواهد کرد و به ناچار آگاهی وضعیت بینا بینی را بین بودن یا نبودن اتخاظ می کند پس وضعیت آگاهی ما در حالت اول حالتی نیمه روشن خواهدبود که بنابه نبودن معلول خارجی تیرگی بیشتری خواهد داشت و در حالت دوم وضعیتی است که رویداد عدمی ما در و ضعیت بودن و نبودن خود مصوب معلولی خارجی خواهد شد و اینجا جایی است که آزمایشگر تعجب زده شروع به خارش سر خود کرده و با خود خواهد گفت" چی شد که اینجور شد؟" در واقع اینجا یک مرز علمی است که باعث به وجود آمدن نیرو هایی من در آوردی زیادی شد از گذشته گرفته تا حال از جمله ی این نیرو ها نیروی تاریک است که به نظر من مفهوم آن نیز مثل اسمش تاریک است و در واقع راه فراری برای گریز از خطای ابزاری است من معتقد هستم اگر ابزاری بسیا دقیق تر از آن چیزی که در حال حاظر در دست داریم داشتیم می توانستیم علت واقعی بسیاری از پدیده ها یا بسیاری از مشکلاتی که بر سر راه نظریه ی برای همه چیز و اتحاد نیروها وجود دار د رفع می شد
اینم عکسی زیبا از شفق قطبی سیاره ی کیوان........

پیام بازرگانی بود.........
درست است که نگرش ما به پدیده عوض می شود اما نتیجه ما هم به طور کامل دگرگون می شود یعنی ما با دو نگرش به یک پدیده واحد دو نتیجه متفاوت از آن خواهیم گرفت, نور یه پدیده واحد است که اگر با دو نگرش موجی و ذره ای به آن نگریسته شود دو نتیجه مجزا برای ما به دست خواهد آمد و ما نمیتوانیم به خاطر این پارادوکس دو خاصیت موجی ذره ای نور را با هم مورد بررسی قرار دهیم , و در هر نوبت فقط می بایست از یکی از این دو دریچه به نور نگریسته شود! هنگاميكه نور را با شرايط خاصي از دو شكاف عبور دهيم نقشي كه برجا ميگذرد مانند رفتاري است كه موج از خود نشان ميدهد(تداخل)حال اگر آزمايشي را با ذراتي چون الكترون انجام بدهيم و در اين آزمايش بخواهيم بدانيم كه يك الكترون از كدام شكاف ميگذرد(خصلت ذره اي در نگاه منطقی چنین امری امکان پذیر نمی باشد اما ما در اینجا با فیزیک کوانتوم سر و کار داریم نه منطق به قول یکی از ناوه کش های این بنای عظیم ریچارد فینمن پدیده های طبیعی در مقیاس کوانتومی رفتاری شگفت انگیز از خود نشان می دهند که به جای نگریستن به آنها و پرسیدن چرایی آن باید انگشت به دهان از زیبایی طبیعت لذت ببرید در واقع باید بفهمید این طبیعت شگفت انگیزه ما در مقیاس خرد چگونه کار می کند نه اینکه چرا اینگونه کار می کند !
شما قرار نیست
ماده) به فرض كه قادر به ديدن الكترون و انجام اين آزمايش باشيم.
اگر ذرات را با آهنگ كندي به طرف شكافها شليك كنيم با ظاهر شدن روي پرده ميتوانيم بفهميم الكترون مورد نظر ما از كدام شكاف عبور كرده است در اين صورت ديگر نقش تداخلي(كه ويژه امواج است)درحالتي كه الكترونها رابدون محدوديت به طرف شكافها شليك ميكرديم ايجاد نميشود در اين حالت ماتنها الكترون را ازجنبه ذره اي آن مورد بررسي قرار داديم و خصلت موجي آنرا نميتوانيم ببينيم.ولي درصورتيكه نقش تداخلي الكترونها را روي پرده مورد مطالعه قرار دهيم تنها خصلت موجي آنها را مشاهده كردهايم و ديگر نميتوانيم بگوئيم كه الكترون شليك شده از كدام يك از دو شكاف عبور كرده زيرا تنها موج است كه ميتواند با گذشتن از دو شكاف و سپس با تركيب مجدد ايجاد تداخل نمايد. بنابراين ما تنها ميتوانيم يا رفتار موجي تابشهاو ذرات را مشاهده كنيم يا رفتار ذره اي آنها را و قادر نيسيتم به هيچ عنوان اين دو جنبه تابش و ماده را بطورهمزمان اندازه گيري و يا مشاهد كنيم
تعریف موج انفجار میدانی؟ موج انفجار میدانی موج انفجاری است که در اثر برخورد (زوج) پاد ماده و ماده در فضا-زمان به وقوع می پیونددوسبب ادامه راه ذرات مورد نظر در کوتاه ترین راه در فضا زمان می شود یا به عبارت دیگر این سیر در یک فضای عاری از موج انفجار میدانی غیر از موج انفجار میدانی ذرات قابل انتشار مستقیم به مفهوم عام و در صورت وجود موج انفجار میدانی به طبع جرم مثبت ماده خواهد بود!
چرا ضد ماده در حال حاضر کمیاب است یا به عبارتی نایاب ؟
واکنش های ماده همواره در جهت + زمان می باشد (در صورتی که ما بوسیله ی ساعت ها برای زمان جهت تعین کنیم)دانه جوانه می زند جوانه گیاه می شود گیاه درخت می شود تمامی این مراحل را ما در جهت + زمان در نظر می گیریم و دانه را به عنوان مبدا یا نقطه ی طلاقی پاد ماده و ما ده بنیادی می نامیم از آن پس در هر مرحله طلا قی پاد ماده و ماده یا طلاقی عرضی پاد ماده و ماده در دایره زمان صفر به وقوع می پیوندد ..
جهت سیر پاد ماده چیست؟ ضد ماده یا پاد ماده در جهت منفی زمان((در صورتی که ما بوسیله ی ساعت ها برای زمان جهت تعین کنیم)نسبت به طول زمان(البته اگر به وسیله ی ساعت ها برای آن طول در نظر بگیریم) و همچنین در عرض آن سیر خواهد کرد جهان هیچ آغاز و پایانی ندارد، نه از نظر زمانی و نه از نظر مکانی. اما جهان قابل مشاهده، مانند همه ی ساعت ها، لحظه ای تشکیل شده و پس از تعدادی تیک تاک، فرو میریزد یا واپاشیده می شود. مانند منظومه شمسی یا ستارگان.ماده در جهت + و پاد ماده در جهت منفی یعنی جهان پیوسته در حال تشکیل شدن است یا به تعبیری دیگر جهان در حال نابود شدن است و زمان در تو قف است و این سا عت ها هستند که پیوسته در حال حرکت می با شند.اگر بر طبق نسبیت خاص با سرعتی قابل مقایسه با سرعت نور حرکت کنیم c.........v یعنی بتوانیم v را به سمت c میل دهیم آنگاه میتوانیم زمان حال در حال گذر را به زمان حال کند در حال گذر مبدل کرده و با سیر مورب در لوله زمان از عرض پاد ماده در حال آفرینش عبور کرده و در کسر کوچکی از زمان آن را در اختیار داشته باشیم, یک لوله را در نظر بگیر د این لوله میتواند تصوری از زمان قابل گنجایش در ذهن ما را به ما بدهد که ماده وپاد آن سیری دورانی در دو سوی این لوله داغرند که طلاقی آنها یک ثانیه را برای تیک تاک ساعت ما در اختیار می گذارد.
سوخت زوج ماده اولین نکته ای که به ذهن آدمی در این مورد خطور می کند ایجاد یک انرزی عظیم با استفاده از زوج ماده ی دارای جرم است یعنی استفاده از نیروی عظیمی که در اثر برخورد ماده و پاد ماده به وجود می آید
:« ضد ماده» قدرتمند ترين سوختي است كه تا به حال شناخته شده است در حالي كه چندين تن سوخت شيميايي براي فرستادن كاوشگرها به مريخ نيازاست،تنها ده ها ميلي گرم از ضد ماده براي همين منظور كفايت مي كند
برخي از واكنش هاي ضدماده فوران هايي از پرتوهاي پرانرژي گاما توليد مي كنند. آنها به درون ماده نفوذ مي كنند و مولكولهاي موجود درسلول ها را متلاشي مي سازند ضد ماده گاهي وقت ها «تصوير آينه اي» ماده عادي ناميده مي شود زيرا در حالي كه مانند ماده عادي به نظر مي رسد برخي از خواص آن معكوس هستند.براي مثال الكترونهاي عادي ذراتي كه جريان الكتريكي را در همه چيزاز تلفن هاي همراه گرفته تا تلويزيون هاي پلاسمايي انتقال مي دهند داراي بار منفي هستندوضد الكترون ها داراي بار مثبت هستند وبه همين دليل دانشمندان آنها را «پوزيترون» ها نامگذاري كردند.زماني كه ضد ماده با ماده برخورد مي كند ،هر دوي آنها با تبديل شدن به انرژي از بين مي روند.همين تبديل شدن كامل به انرژي است كه باعث قدرتمند شدن ضد ماده مي شود.در طرح هاي قبلي براي ساخت سفينه هايي كه از سوخت ضد ماده استفاده مي كردند،فقط ضد پروتون ها منظور مي شدند كه در زمان نابود شدن پرتوهاي پر انرژي گاما توليد مي كردند.طرح جديد از پوزيترون استفاده مي كند كه پرتو گاماي توليدي آن حدود400 بار كم انرژي تر است.
موفق باشید........











