تبليغاتX
فیزیک بهترین درس دنیا

 

 سلام دوستان .....

امروز می خوام مسئله ای از انیشتین براتون بزارم که خیلی جالبه...راحته اما برای حلش باید دقت و وقت زیادی داشته باشید

الف)در یک خیابان ۵ خانه با ۵ رنگ متفاوت وجود دارد

ب) صاحب هرخانه دارای ملیت متفاوت با بقیه است .

ج) هركدام از 5صاحبخانه نوشیدنی و وسیله ی نقلیه ی متفاوت دوست دارد.

د)هركدام هم حیوان متفاوتی را در منزل نگهداری می كنند.

سوال : چه كسی در خانه ماهی نگهداری می كند؟

تا اینجا فهمیدید چی شدحالا بقیه شو بخونید ...                                                                                              

1- انگلیسیه خانه اش قرمزه

2- سوئدیه در خانه سگ نگه می دارد.

3- دانماركیه چای دوست دارد

4- خانه ی سبز،سمت چپ سفیده

5- صاحب خانه ی سبز قهوه دوست دارد.

6- كسی كه دوچرخه دارد پرنده دارد

7- صاحب خانه زرد،گاری دارد.

8- صاحب خانه ی وسطی، شیر می نوشد.

9- نروژیه در اولین خانه زندگی می كند.

10- مردی كه ماشین دارد، همسایه كسی است كه گربه نگهداری می كند.

11- مردی كه اسب نگهداری می كند همسایه ی كسی است كه گاری دارد.

12- مردی كه موتورسواری می كند نوشابه دوست دارد

13- آلمانیه سه چرخه دارد.

14- نروژیه همسایه كسی است كه خانه ی آبی دارد.

15- مردی كه ماشین دارد همسایه ای دارد كه آب دوست دارد

چطور بود .حتما حلش کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

موفق باشید......
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 20:40  توسط مطهره | 

دوباره سلام......

 

قبل از هرچیز فرارسیدن ایام فاطمیه رو به همه ی شما تسلیت میگم...امیدوارم استفاده ی معنوی  کافی رو از این ایام برده باشید.....

 

واما.... ببخشید که در این چند وقت نتونستم مطالب جدید براتون بزارم..... آخه فشردگی امتحانات میانترم اینقدر زیاد بود که اصلا نتونستم به وبلاگم سر بزنم.

 

اما امروز می خوام از کهکشانها براتون بنویسم  کهکشان ما در دنیای فلکی تنها نیست .در جهان احتمالا بیش از 10بیلیون کهکشان وجود دارد .نامهای گوناگونی بر این کهکشانها نهاده شده است گاه آنها را جهان-جزیره می نامند(که منظور این است که جهان سراسر پراز جزیره هایی شبیه به راه کاهکشان است) گاه به آنها سحابی-برون کهکشانی می گویند(هر چند که آنها خود خود کهکشانهایی از ستارگانند وسحابی نیستند) برخی به ما نزدیک و برخی از کهکشانها  بسیار از ما دورند.

 

اول کهکشان خودمون...

 

خورشید و صد بیلیون ستاره ی دیگر به اضافه ی مقدار زیادی ماده ی میان ستاره ای به اضافه ی تعداد زیادی سحابی شئی را می سازند که به کهکشان ما (راه کاهکشان)موسوم است.مطالعه ی توزیع ستارگان در کهکشان ما نشان میدهد که این مجموعه ی عظیم به قرص کم وبیش پهن شده ای  شباهت دارد در حقیقت آن را اغلب به سنگ آسیابی عظیم یا عدسی همگرا تشبیه می کنند اگر به کهکشان ما از بالا نگاه شود دایره ای شکل به نظر می رسد و ستارگان در آن الگویی مارپیچی را پدید می آورند و اگر از کنار به آن نگاه شود نازک بودن آن آشکار می گردد. 

قابل قبول ترین عدد برای قطر کهکشان 100000سال نوری است.حداکثر ضخامت آن در حدود 10000تا15000سال نوری برآورد شده است.

 

 

دوم کهکشان امراه المسلسه است که به کهکشان ما بسیار شبیه بوده و ستارگان در آن به صورت مارپیچی قرار دارند و سوم کهکشان های دوردست هستند که دانشمندان توانستند با ترکیب جستوجوگر لامپ تصویر و حسابگر(کامپیوتر) کهکشانی را در فاصله ی 8هزار میلیون سال نوری بیایند.و کهکشانهای رادیویی همه ی کهکشانها امواج رادیویی را گسیل می کنند ولی برخی گسیل کننده هایی فوق العاده قوی هستند که صدها برابر بیش از کهکشانهای معمولی امواج رادیویی را به فضا گسیل می کنند.شدت این تشعشعات 10میلیون برابر برابرکهکشان ما و کهکشان بزرگ امراه المسلسه است.زمانی مطرح شد که این شدتهای تشعشعی در نتیجه برخورد دو کهکشان با هم است ولی مطالات آماری دال بر آن است که احتمال چنین برخوردهایی صفر است.در حال حاضر بهترین تعبیر موجود این است که این گسیلش رادیویی از ابر های گازی می آید که منشا آنها انفجار هایی است که در نواحی مرکزی کهکشانهای بیضوی غول پیکر روی میدهد انفجارهایی که احتمالا یک میلیون مرتبه شدیدتر از انفجارهای ابر  نواختری هستند این ابر های گاز که غالبا دو به دو هستند با میدانهای مغناطیسی که ده ها هزار سال نوری  با بخش روشن کهکشان فاصله دارند به کنش متقابل می پردازند و موجب گسیل شدید امواج رادیویی   میگردند. 

موفق باشید.........

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 10:27  توسط مطهره | 

تاریخچه نجوم

 

تاریخ نجوم را می توان به سه دوره تقسیم کرد1- دوره ی زمین مرکزی2- دوره ی کهکشانی3- دوره ی کیهانی. آغاز دوره ی اول در تاریخ باستان است و اتمام ان در قرن شانزدهم.دوره ی دوم از قرن هفدهم تا قرن نوزدهم طول کشید و دوره ی سوم در قرن حاضر آغاز شده و هنوز ادامه دارد.

 

1- دوره ی زمین مرکزی

 

منجمان نخستین معتقد بودند که زمین باید در مرکز جهان باشد و فرض می کردند که خورشید ماه و ستارگان به دور زمین ساکن می گردند.علاقه ی انان که به معنای امروزی کلمه ی چندان علمی نبود به طورعمده معطوف بودبه مسائل علمی به رابطه ی واقعی یا فرضی رویداد های آسمانی با حوادثزمینی وبه جستجوی اسمان به خاطر یافتن نشانه هایی از وقایع نحس وسعد.

 

با جود اینکه کشفهای برجسته ای در این دوران صورت پذیرفت.گا شماری با دقت زیاد رشد کرد دایره البروج –مسیر ظاهری خورشید از میان ستارگان-به دقت تمام تعریف شد .دوره ی کامل خسوف و کسوف تعیین شد و حتی در قرن دوم پیش از میلاد به حرکت محور زمین پی برده شد.

 

پایان دوره ی زمین مرکزی در قرن شانزدهم با شخصیت بزرگ نیکولائوس کوپرنیکوس پیوندی نزدیک دارد..

 

 

2- دوره ی کهکشانی

 

می توان گفت که نجوم جدید با این دوره آغاز می گردد.کوپرنیکوس نشان دادکه زمین نه تنها مرکز زمین نیست بلکه فقط یکی از سیاراتی است که بدور خورشید مرکزی می گردد.معلوم شد که زمین به هیچ وجه منحصر به فرد نیست سیاره ای کاملا معمولی است که به طرزی معمولی حرکات معمولی دارد.

 

در حقیقت معلوم شد که خورش مرکزی خود ستاره ای از ستارگان بیشمار اسمان است. یکی از بیلیونها ستاره ی حول و حوش ماست که برخی بزرگتر وسنگینتر از خورشید و برخی دیگر کوچکتر و سبکتر از آن هستند.در این دوره روش مطالعه پیوشته علمی تر شدو انگیزه اصلی ان میل به شناخت و فهم قوانین بنیادی حاکم بر حرکت اجرام اسمانی و توضیح چیزهایی که چشم می دید بود.

 

پیشرفتی که از قرن شانزدهم تا پایان قرن نوزدهم صورت گرفت نتیجه ی تلفیق کار امدی از رصد های پردامنه وسایل پیشرفته و کار نبوغ امیز علمی بود رصد ها اطلاعات وسیعی که اهمیت بنیادی داشتند با کار سخت رصدکنندگان دقیق که نام بزرگ تیکوبرائه در صدر انان است جمع اوری گردید.

 

وسایل البته معرفی تلسکوپ به نجوم توسط گالیلئوگالیله در سال 1610 نشانه ی مرحله ی مهمی در تکامل علم نجوم است.

همانطور که اختراع بعدی طیف نما نیز چنین بود این دو وسیله مکمل یکدیگر بودند تلسکوپ رویت ستارگان را با وضوح بیشتر ممکن می ساخت طیف نما نور ستارگان را تجزیه می کند و اطلاعاتی درباره ی ستاره به ما می دهد.

 

نجومنیز مانند هر علم دیگری برای پیشرفت خود نیازمند تلاش مغزهای بزرگی است که بتئانند بینش تخیل شهود و نیز دانش زیاد را بر اطلاعات رصدی تطبیق دهند. (یوهانس کپلرو سر ایزاک نیوتن ). کپلر با کشف قوانین حرکت سیارات و نیوتن با کشف قانون گرانش عمومی در زمره ی این اندیشمندان بودند.

 

 

3- دوره ی کیهانی

 

در این دوره اشکار شد که کهکشان ستارگانی که خورشید ما بدان تعلق دارد فقط یکی از کهکشانهای بسیاری است که برخی بزرگتر و برخی کوچکتر از کهکشان ما هستند .بخش زیادی از تحقیقات نجومی نیم قرن اخیر به این کوشش اختصاص داشته است که تصویری کامل از جهان بدست اوریم .تلسکوپ های نوری بزرگتر و نیز تلسکوپ های رادیئیی عظیم برای کمک به این تحقیقات ساخته شده اند

نابغه نظری بزرگی که در ذهن عامه ی مردم بیش از همه با این دوره ارتباط دارد دکتر البرت اینشتاین فقید است کیهانشناسی و اخترفیزیک سخت به نظریه ی نسبیت او متکی هستند.

در این دوره ی نجومی است که ما زندگی می کنیم و تا پایان ان راه درازی در پیش داریم.......                     

                                                                                                                            

   با تشکر از معلم خوبم خانم بحرانی                                 

                                                                                                                                    

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 20:11  توسط مطهره | 
"نقض پایستگی انرزی" ممکن است شنیدن این جمله کمی خنده آور باشد اما مطمئنا وقتی که به پیدایش اولیه فکر می کنیم لبخند ما به کمی تامل تبدیل میشود .. بعد از کمی تامل پاسخ داده می شود انفجار بزرگ BIG BANG سرآغاز جهان هستی بوده اما نه سرآغاز جهان کمی قبل تر از انفجار بزرگ بود یعنی سرآغاز جهان هستی هیچ بود که بر طبق اصل عدم پایستگی انرزی نیرویی را به وجود آورد که سبب پیدایش جهان هستی شد سر آغاز جهان هستی پاد ماده و ضد ماده بود زوجی , زوجی که سبب به وجود آمدن فتونی شد که سر آغاز جهان هستی بود . بر خورد این دو انفجار میدانی را ایجاد کرد که سر آغاز جهان هستی بود.
در ادامه به این سوال پاسخ داده خواهد شد که چرا در زندگی حاضر یا ملموس اصل پایستگی انرزی نقض نمی شود یا اصل عدم پایستگی انرزی تبیین نمی گردد؟ وقتی که به یک میز چوبی نگاه می کنید یک نگاه عامه یک سطح صاف را خواهید دید یعنی سطحی را که دارای سوراخی نیست, وقتی با یک غلتک یک دیوارو رنگ می زنید وقتی از رنگ زدن دست می کشید که در نگاه عامه شما به دیوار سوراخی وجود نداشته باشه یا به اصطلاح سطح شما یکدست باشد. اما همه ما می دانیم که نه آن میز چوبی آن چیزی هست که از دیدی کلاسیک به آن نگریسته می شود و نه آن سطح رنگ شده, دقیقا در انتظا ر چنین تفکری از شما بودم بله خطای اندازه گیری خطای اندازه گیری به دلیل محدودیت ابزار اندازه گیری خدادادیمان که همان چشم هایمان هستند قبل از اینکه در نگاه ساده انگارا نه به فکر خرده گرفتن از خدا باشید که چرا ابزار دقیق تری در اختیار شما قرار نداده که دیوار خا نه ی خود را بهتر رنگ کنید یا به هنگام گرد گیری میز تحریر خود به فکر آن سوراخ های خیلی ریز هم باشید به فکر این خطا در اندازه گیری زمان رویداد باشید اگر رویدادی در زیر مقیاس زمان سنج خدادادی شما رخ داده و سپس از صحنه ی رویداد حذف شود دو اتفاق احتمال رخداد دارد اولین اتفاق این است که آن رویداد علتی مقدم بر معلول عدمی خود باشد یعنی بودنش مستلزم نبودنش باشد یعنی هم هست و هم نیست یعنی تا زمانی که شما آن را ندیده اید یعنی وضعیتی بین بودن و نبودن , یا بودنی همرا با نبودن و یا نبودنی همراه با بودن در نگاه منطقی چنین امری امکان پذیر نمی باشد اما ما در اینجا با فیزیک کوانتوم سر و کار داریم نه منطق به قول یکی از ناوه کش های این بنای عظیم ریچارد فینمن پدیده های طبیعی در مقیاس کوانتومی رفتاری شگفت انگیز از خود نشان می دهند که به جای نگریستن به آنها و پرسیدن چرایی آن باید انگشت به دهان از زیبایی طبیعت لذت ببرید در واقع باید بفهمید این طبیعت شگفت انگیزه ما در مقیاس خرد چگونه کار می کند نه اینکه چرا اینگونه کار می کند !
همان بحث تکراری گربه ی شرودینگر که در واقع آگاهی ما قاتل گربه می باشد و در اینجا نیز آگاهی ما یک تراز برای قرار دادن آن رویداد در یکی از دو حالت بودن یا نبودن اما یک تفاوت عمده بین این وضعیت و گربه ی ملوس و بیچاره ی شر ودینگر وجود دارد و آن این است که نقش تعیین کننده آگاهی و در واقع علت تامه دیدن در آنجا به یک علت ناقصه تبدیل شده که بنا به خطای ابزاری توان روشن شدن را از آگاهی صلب خواهد کرد و به ناچار آگاهی وضعیت بینا بینی را بین بودن یا نبودن اتخاظ می کند پس وضعیت آگاهی ما در حالت اول حالتی نیمه روشن خواهدبود که بنابه نبودن معلول خارجی تیرگی بیشتری خواهد داشت و در حالت دوم وضعیتی است که رویداد عدمی ما در و ضعیت بودن و نبودن خود مصوب معلولی خارجی خواهد شد و اینجا جایی است که آزمایشگر تعجب زده شروع به خارش سر خود کرده و با خود خواهد گفت" چی شد که اینجور شد؟" در واقع اینجا یک مرز علمی است که باعث به وجود آمدن نیرو هایی من در آوردی زیادی شد از گذشته گرفته تا حال از جمله ی این نیرو ها نیروی تاریک است که به نظر من مفهوم آن نیز مثل اسمش تاریک است و در واقع راه فراری برای گریز از خطای ابزاری است من معتقد هستم اگر ابزاری بسیا دقیق تر از آن چیزی که در حال حاظر در دست داریم داشتیم می توانستیم علت واقعی بسیاری از پدیده ها یا بسیاری از مشکلاتی که بر سر راه نظریه ی برای همه چیز و اتحاد نیروها وجود دار د رفع می شد

اینم عکسی زیبا از شفق قطبی سیاره ی کیوان........


پیام بازرگانی بود.........
درست است که نگرش ما به پدیده عوض می شود اما نتیجه ما هم به طور کامل دگرگون می شود یعنی ما با دو نگرش به یک پدیده واحد دو نتیجه متفاوت از آن خواهیم گرفت, نور یه پدیده واحد است که اگر با دو نگرش موجی و ذره ای به آن نگریسته شود دو نتیجه مجزا برای ما به دست خواهد آمد و ما نمیتوانیم به خاطر این پارادوکس دو خاصیت موجی ذره ای نور را با هم مورد بررسی قرار دهیم , و در هر نوبت فقط می بایست از یکی از این دو دریچه به نور نگریسته شود! هنگاميكه نور را با شرايط خاصي از دو شكاف عبور دهيم نقشي كه برجا مي‌گذرد مانند رفتاري است كه موج از خود نشان ميدهد(تداخل)حال اگر آزمايشي را با ذراتي چون الكترون انجام بدهيم و در اين آزمايش بخواهيم بدانيم كه يك الكترون از كدام شكاف مي‌گذرد(خصلت ذره اي در نگاه منطقی چنین امری امکان پذیر نمی باشد اما ما در اینجا با فیزیک کوانتوم سر و کار داریم نه منطق به قول یکی از ناوه کش های این بنای عظیم ریچارد فینمن پدیده های طبیعی در مقیاس کوانتومی رفتاری شگفت انگیز از خود نشان می دهند که به جای نگریستن به آنها و پرسیدن چرایی آن باید انگشت به دهان از زیبایی طبیعت لذت ببرید در واقع باید بفهمید این طبیعت شگفت انگیزه ما در مقیاس خرد چگونه کار می کند نه اینکه چرا اینگونه کار می کند !
شما قرار نیست
ماده) به فرض كه قادر به ديدن الكترون و انجام اين آ‎زمايش باشيم.
اگر ذرات را با آهنگ كندي به طرف شكافها شليك كنيم با ظاهر شدن روي پرده مي‌توانيم بفهميم الكترون مورد نظر ما از كدام شكاف عبور كرده است در اين صورت ديگر نقش تداخلي(كه ويژه امواج است)درحالتي كه الكترونها رابدون محدوديت به طرف شكافها شليك مي‌كرديم ايجاد نمي‌شود در اين حالت ماتنها الكترون را ازجنبه ذره اي آن مورد بررسي قرار داديم و خصلت موجي آنرا نمي‌توانيم ببينيم.ولي درصورتيكه نقش تداخلي الكترونها را روي پرده مورد مطالعه قرار دهيم تنها خصلت موجي آنها را مشاهده كرده‌ايم و ديگر نمي‌توانيم بگوئيم كه الكترون شليك شده از كدام يك از دو شكاف عبور كرده زيرا تنها موج است كه مي‌تواند با گذشتن از دو شكاف و سپس با تركيب مجدد ايجاد تداخل نمايد. بنابراين ما تنها مي‌توانيم يا رفتار موجي تابش‌هاو ذرات را مشاهده كنيم يا رفتار ذره اي آنها را و قادر نيسيتم به هيچ عنوان اين دو جنبه تابش و ماده را بطورهمزمان اندازه گيري و يا مشاهد كنيم
تعریف موج انفجار میدانی؟ موج انفجار میدانی موج انفجاری است که در اثر برخورد (زوج) پاد ماده و ماده در فضا-زمان به وقوع می پیونددوسبب ادامه راه ذرات مورد نظر در کوتاه ترین راه در فضا زمان می شود یا به عبارت دیگر این سیر در یک فضای عاری از موج انفجار میدانی غیر از موج انفجار میدانی ذرات قابل انتشار مستقیم به مفهوم عام و در صورت وجود موج انفجار میدانی به طبع جرم مثبت ماده خواهد بود!
چرا ضد ماده در حال حاضر کمیاب است یا به عبارتی نایاب ؟
واکنش های ماده همواره در جهت + زمان می باشد (در صورتی که ما بوسیله ی ساعت ها برای زمان جهت تعین کنیم)دانه جوانه می زند جوانه گیاه می شود گیاه درخت می شود تمامی این مراحل را ما در جهت + زمان در نظر می گیریم و دانه را به عنوان مبدا یا نقطه ی طلاقی پاد ماده و ما ده بنیادی می نامیم از آن پس در هر مرحله طلا قی پاد ماده و ماده یا طلاقی عرضی پاد ماده و ماده در دایره زمان صفر به وقوع می پیوندد ..
جهت سیر پاد ماده چیست؟ ضد ماده یا پاد ماده در جهت منفی زمان((در صورتی که ما بوسیله ی ساعت ها برای زمان جهت تعین کنیم)نسبت به طول زمان(البته اگر به وسیله ی ساعت ها برای آن طول در نظر بگیریم) و همچنین در عرض آن سیر خواهد کرد جهان هیچ آغاز و پایانی ندارد، نه از نظر زمانی و نه از نظر مکانی. اما جهان قابل مشاهده، مانند همه ی ساعت ها، لحظه ای تشکیل شده و پس از تعدادی تیک تاک، فرو میریزد یا واپاشیده می شود. مانند منظومه شمسی یا ستارگان.ماده در جهت + و پاد ماده در جهت منفی یعنی جهان پیوسته در حال تشکیل شدن است یا به تعبیری دیگر جهان در حال نابود شدن است و زمان در تو قف است و این سا عت ها هستند که پیوسته در حال حرکت می با شند.اگر بر طبق نسبیت خاص با سرعتی قابل مقایسه با سرعت نور حرکت کنیم c.........v یعنی بتوانیم v را به سمت c میل دهیم آنگاه میتوانیم زمان حال در حال گذر را به زمان حال کند در حال گذر مبدل کرده و با سیر مورب در لوله زمان از عرض پاد ماده در حال آفرینش عبور کرده و در کسر کوچکی از زمان آن را در اختیار داشته باشیم, یک لوله را در نظر بگیر د این لوله میتواند تصوری از زمان قابل گنجایش در ذهن ما را به ما بدهد که ماده وپاد آن سیری دورانی در دو سوی این لوله داغرند که طلاقی آنها یک ثانیه را برای تیک تاک ساعت ما در اختیار می گذارد.
سوخت زوج ماده اولین نکته ای که به ذهن آدمی در این مورد خطور می کند ایجاد یک انرزی عظیم با استفاده از زوج ماده ی دارای جرم است یعنی استفاده از نیروی عظیمی که در اثر برخورد ماده و پاد ماده به وجود می آید
:« ضد ماده» قدرتمند ترين سوختي است كه تا به حال شناخته شده است در حالي كه چندين تن سوخت شيميايي براي فرستادن كاوشگرها به مريخ نيازاست،تنها ده ها ميلي گرم از ضد ماده براي همين منظور كفايت مي كند
برخي از واكنش هاي ضدماده فوران هايي از پرتوهاي پرانرژي گاما توليد مي كنند. آنها به درون ماده نفوذ مي كنند و مولكولهاي موجود درسلول ها را متلاشي مي سازند ضد ماده گاهي وقت ها «تصوير آينه اي» ماده عادي ناميده مي شود زيرا در حالي كه مانند ماده عادي به نظر مي رسد برخي از خواص آن معكوس هستند.براي مثال الكترونهاي عادي ذراتي كه جريان الكتريكي را در همه چيزاز تلفن هاي همراه گرفته تا تلويزيون هاي پلاسمايي انتقال مي دهند داراي بار منفي هستندوضد الكترون ها داراي بار مثبت هستند وبه همين دليل دانشمندان آنها را «پوزيترون» ها نامگذاري كردند.زماني كه ضد ماده با ماده برخورد مي كند ،هر دوي آنها با تبديل شدن به انرژي از بين مي روند.همين تبديل شدن كامل به انرژي است كه باعث قدرتمند شدن ضد ماده مي شود.در طرح هاي قبلي براي ساخت سفينه هايي كه از سوخت ضد ماده استفاده مي كردند،فقط ضد پروتون ها منظور مي شدند كه در زمان نابود شدن پرتوهاي پر انرژي گاما توليد مي كردند.طرح جديد از پوزيترون استفاده مي كند كه پرتو گاماي توليدي آن حدود400 بار كم انرژي تر است.
موفق باشید........
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 19:56  توسط مطهره | 





سیاره «كیوان» یا زحل با حلقه های اطراف آن. این سیاره همسایه زمین است و هیدروژن تركیب اصلی آن را تشكیل می دهد




تصویری از رقص زیبای كهكشان مارپیچی «تیدپل»





نپتون» آخرین سیاره منظومه شمسی است كه به همراه پلوتون، خانواده سیاره های بزرگ یخ زده را تشكیل می دهند. فاصله آن از خورشید 164 سال نوری است و كشف آن در سال 1846 میلادی صورت گرفت.



عطارد. نزدیكترین سیاره منظومه شمسی به خورشید است، دمای آن بسیار بالا و مساحت آن، كوچك است.




مریخ معروف به سیاره سرخ. مریخ نزدیكترین سیاره منظومه شمسی به زمین است كه به دلیل وجود آهن فراوان در خاك آن، به سیاره سرخ شهرت دارد. نام دیگر مریخ ، «مارس» - الهه جنگ یونان باستان - است.




تصویری از سیاره مشتری (ژوپیتر). بیش از 130 كشور هزاران برنامه را برای افزایش شناخت مردم از علم نجوم و ستاره شناسی در سال جاری برگزار می كنند



تصویری از منظومه هلیس كه در فاصله 690 سال نوری از زمین واقع شده و گفته می شود اكنون در حال مرگ است. سال جهانی نجوم به یادبود چهارصدمین سالی كه گالیله ایتالیایی فضا را با یك تلسكوپ رصد كرد ، برگزار می شود.


تصویری از خورشید، ستاره نور و گرما برای زمین. بیش از 300 سیاره كوچك و بزرگ به دور خورشید می گردند كه یكی از آنها سیاره ما یعنی زمین است
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 1:10  توسط مطهره | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این وبلاگ مخصوص کسانی هست که واقعا فیزیک رو دوست دارن امیدارم بتونید ازش استفاده کنید ودر آخر هم می خوام از معلم خوبم خانم بحرانی که به من در این درس کمک کردند تشکر کنم.

نوشته های پیشین
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم فروردین 1388
هفته اوّل فروردین 1388
پیوندها
سایت آموزش فیزیک
انجمن فیزیکدانان جوان
کلاس فیزیک
دانش فضایی
هنر فیزیک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM